|
تعبیر خوای کوروش خلافت عاشق کش عبدالله نوري؛ بلند پايه ترين چهره يي که در دهه 70 جمهوري اسلامي ايران زندان را تجربه کرد، شيخ عبدالله نوري بود. چهره يي صريح اللهجه که فراز و فرود زيادي در زندگي سياسي خود ديده است. وي از معدود چهره هايي است که 5 حکم مستقيم از بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در جيب داشته است. در زندگينامه نوري مي خوانيم؛عبدالله نوري فعاليت خود را در نظام جمهوري اسلامي با تصدي رياست راديو و تلويزيون دولتي - صدا و سيما- و معاونت وزارت امور خارجه در ابتداي انقلاب آغاز کرد. از مسووليت هاي ديگر وي نمايندگي امام خميني(ره) در هيات نظارت شوراي عالي قضايي، جهاد سازندگي و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در دوران جنگ و پس از حجت الاسلام محلاتي بود. وي همچنين با حکم امام خميني(ره) عضو شوراي بازنگري قانون اساسي بوده است. عبدالله نوري در کنار مصطفي معين و محمد خاتمي وزير فرهنگ و ارشاد با فشار جناح راست ناچار به کناره گيري از پست وزارت کشور شد. ناطق نوري بعدها در کتاب خاطرات خود نقل مي کند؛ «ما نمي پذيريم آقاي عبدالله نوري ولايي فکر کند.» وي در انتخابات مجلس پنجم در سال 74 شرکت کرد و از تهران به مجلس راه يافت. نام وي در ليست مورد حمايت حزب کارگزاران سازندگي قرار داشت. وي در مجلس پنجم به عنوان رئيس فراکسيون اقليت انتخاب شد. او همچنين از سوي رهبري نظام دو دوره به عضويت مجمع تشخيص مصلحت نظام درآمد. پس از پيروزي محمد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري در دوم خرداد سال 76 نوري دوباره پست وزارت کشور را عهده دار شد. وي از مهره هاي اصلي دولت اصلاح طلب خاتمي به شمار مي رفت. از آن جهت که وزير کشور به رغم آنکه مسوول حفظ امنيت کشور بود در عين حال هيچ نظارت و کنترلي بر نيروي انتظامي نداشت. وي حاضر به پذيرش مسووليت امنيت اجلاس سران سازمان کنفرانس اسلامي که در پاييز 76 در تهران برگزار شد، نشد. او اندکي بعد توسط مجلس پنجم که اکثريت آن در دست جناح راست بود به دليل افزايش آزادي هاي سياسي و دفاع از غلامحسين کرباسچي شهردار سابق تهران استيضاح و با عدم راي اعتماد آنان برکنار شد. او پس از برگزاري انتخابات شوراها از تهران نامزد شد و به عنوان منتخب اول به شورا راه يافت. انتشار روزنامه اصلاح طلب «خرداد» از اقدامات ديگر او بود که به سرنوشت ساير روزنامه هاي اصلاح طلب دچار و توقيف شد. اين روزنامه شديداً مورد انتقاد محافظه کاران که مخالف طرح ديدگاه هاي نوگرايانه در حوزه هاي ديني هستند، قرار گرفت و نهايتاً نوري به واسطه طرح ديدگاه هايي در روزنامه خود به دادگاه ويژه روحانيت فراخوانده شد و پس از چندين جلسه محاکمه و دفاع و بنابر اتهام هايي مانند توهين به مقدسات، نشر اکاذيب، اقدام عليه امنيت ملي و نظاير اينها، در دادگاه ويژه روحانيت محاکمه و به 5 سال زندان محکوم شد. وي در دادگاه با قاطعيت از اصلاحات دفاع کرد و به زندان محکوم شد. دفاعيات وي در کتابي به عنوان شوکران اصلاحات منتشر شد. در جريان برگزاري دادگاه به رغم آنکه وي در بازداشت بوده و هنوز محکوم نشده بود، دادگاه مانع از ثبت نام وي در انتخابات مجلس ششم شد. اما برادر وي عليرضا نوري که يک پزشک جراح بود در انتخابات ثبت نام کرده و با استقبال مردم به مجلس راه يافت. بسياري راي بالاي برادر نوري را نشانه اعتراض مردم به محاکمه عبدالله نوري ارزيابي کردند.عبدالله نوري پس از درگذشت دکتر عليرضا نوري در تصادف رانندگي در جاده شمال از زندان آزاد شد. تمام آنچه به عنوان فعاليت سياسي عبدالله نوري از زمان آزادي از زندان در جامعه معلوم بوده است به جلسات منظم ماهانه يي که در منزل وي برگزار مي گردد، مربوط مي شود. عبدالله نوري که تا پيش از زندان يکي از روحانيون فعال در سپهر اجتماعي بود، ديگر نه حاضر شد با روزنامه يي (چه داخلي و چه خارجي) مصاحبه کند و نه به درخواست هاي فراوان دانشجويان براي سخنراني پاسخ مثبت بدهد. اين رفتار نوري در بين فعالان رسانه يي به سکوت سياسي يا روزه سياسي تعبير شد. عنواني که شيخ خاموش حاضر به تاييد آن نيست.
عطاءالله مهاجراني؛ دومين مقام عالي رتبه يي که با اراده جناح حاکم طعم تلخ زندان را تجربه کرد عطاءالله مهاجراني است. وي که به خاطر يک موضوع کاملاً خصوصي و شخصي روانه زندان اوين شد، بعد از 72 ساعت از اوين مرخص و به يک کوچ اجباري خود خواسته تن در داد. از مهاجراني به عنوان يکي از شانس هاي مسلم اصلاح طلبان براي رياست جمهوري بعد از خاتمي ياد مي شد اما اين زندان او را تاکنون از فضاي سياست دور کرده است. مهاجراني نيز بسان هم قطار سابقش نوري، چندان فعاليت سياسي ندارد و در لندن با يک مرکز پژوهشي از نزديک همکاري مي کند. غلامحسين کرباسچي؛ او پيش از هر مدير ديگري در دوران اصلاحات مورد غضب دستگاه قضايي قرار گرفت. شهردار تهران در دوران هاشمي رفسنجاني و خاتمي اندکي پس از استقرار دولت خاتمي در دادگاه کارکنان دولت محاکمه شد.براي معرفي بيشتر درباره کرباسچي مي خوانيم؛ در سال 1377 در دومين سال دور اول رياست جمهوري سيدمحمد خاتمي، کرباسچي که همراه حزب کارگزاران سازندگي از طرفداران کليدي خاتمي در انتخابات دوم خرداد 76 بود به همراه عده ديگري از معاونانش و شهرداران مناطق تهران توسط حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي به فرماندهي سردار نقدي دستگير و بازجويي و از سوي قاضي غلامحسين محسني اژه يي به اتهام جرائم مالي محاکمه و به 3 سال حبس و محروميت از مشاغل دولتي و جزاي نقدي محکوم شد. غلامحسين کرباسچي بعد از مدتي از زندان آزاد شد. وي که پيش از اين دبير کل حزب کارگزاران سازندگي ايران بود بعد از زندان همچنان دبيرکلي اين حزب را به عهده گرفت. وي در دوران رهايي دو روزنامه هم ميهن و کارگزاران را منتشر کرد که هم ميهن بعد از 43 شماره توقيف شد.کرباسچي از جمله سياستمداراني است که بعد از زندان به فعاليت طبيعي در سياست برگشت.
عباس عبدي؛ دانشجوي سابق خط امام و عضو شوراي سردبيري بسياري از روزنامه هاي اصلاح طلب نزديک به مشارکت، عضو هيات موسس و شوراي مرکزي حزب مشارکت، در روز 13 آبان 1381 به اتهام جاسوسي دستگير و روانه زندان شد. وي پس از زندان اگر چه همچنان فعاليت هاي اجتماعي و سياسي خود را پي گرفت اما از دوستان سابقش به کلي فاصله گرفت و ديگر به جمع آنها برنگشت. عبدي پس از آزادي به نويسنده ثابت روزنامه ها و نشريات اصلاح طلب تبديل شد اما هيچ وقت فعاليت حزبي از وي ديده نشد. حسين موسويان؛ جنجالي ترين پرونده سياسي دوران احمدي نژاد همين پرونده موسوم به موسويان است. سيدحسين موسويان سخنگوي سابق تيم هسته يي ايران در دوران سيدمحمد خاتمي بود که به جاسوسي متهم شد. وي مدتي را هم در زندان سپري کرد اما بعدها دادگاه حکم برائت وي را از مهم ترين اتهام پرونده صادر کرد. بعد از اين بود که احمد توکلي رئيس مرکز پژوهش ها و مدير سايت خبري الف با انتشار نامه سرگشاده يي از وي حلاليت طلبيد. موسويان بعد از راي دادگاه عليه برخي سايت ها و خبرگزاري هاي حامي دولت اعلام جرم کرد.او فعلاً بنايي براي فعاليت سياسي ندارد. پيش بيني مي شود با افزايش فعاليت حسن روحاني وي نيز به فعاليت هايش شدت بيشتري ببخشد. عمادالدين باقي؛ درميان کساني که زندان براي آنها تجربه ديگري بود، مي توان به عمادالدين باقي اشاره کرد. وي که سابقه روزنامه نگاري و پژوهش هاي تاريخي دارد بعد از سپري کردن زندان اول خود به جاي هرکاري دست به تاسيس انجمن دفاع از زندانيان زد؛ انجمني که مسائل صنفي زندانيان را پيگيري مي کند. اين تجربه باقي در ميان کساني که مانند او به زندان رفتند تجربه منحصر به فردي محسوب مي شود، هرچند با آغاز دور دوم زندان باقي وي از فعاليت در اين انجمن دور مانده است. اکبر گنجي؛ پرسر و صدا ترين زنداني مطبوعاتي ايران اين روزها در امريکا به سر مي برد. اکبر گنجي که به خاطر مقالاتش در روزنامه هايي نظير صبح امروز، فتح و خرداد به زندان محکوم شده بود بعد از آزادي مدتي به فيزيوتراپي پرداخت، بعد هم براي گرفتن جايزه قلم به مسکو رفت و سپس يک سفر دوره يي را به امريکا و اروپا آغاز کرد. گنجي بعد از ديد و بازديد با برخي فيلسوفان در امريکا اقامت کرد و به جمع مهاجران سرزمين ينگه دنيا اضافه شد. محمود شمس الواعظين؛ روحاني زاده يي که روزنامه نگار شد. بعد از اينکه چند بار روزنامه اش را توقيف کردند از فعاليت هاي روزنامه نگاري دوري کرد. بعد از اينکه مدتي هم زندان را تجربه کرد، فعاليتش را در رسانه ها به صورت پراکنده ادامه داد اما از آن زمان عمده ترين فعاليتش، کار روي زمين کشاورزي بوده است. او در کنار علي حکمت مشغول توليد محصولات کشاورزي است. محمدحسن سازگارا؛ با اعتصاب غذا از زندان آزاد شد اما بعد از آزادي رهسپار امريکا شد و اکنون پاي ثابت يکي از برنامه هاي خبري شبکه خبري فارسي صداي امريکاست.— البته در ميان نيروهاي زندان رفته هستند افرادي که بعد از زندان تغييري در مشي و مرام خود ندادند. سران نهضت آزادي و ملي – مذهبي ها بعد از سال 80 که دستگير و روانه زندان شدند نه از کشور خارج شدند و نه با فعاليت هاي سياسي قهر کردند. آنها چند صباحي پس از آزادي به زندگي عادي گذشته خود بازگشتند؛ عزت الله سحابي، محمد توسلي، تقي رحماني، رضا عليجاني، نبي اسدي و بسياري از چهره هاي ديگر اين جريان.
|
ساحل از شکسته های ما پره تا بخواهی صدفهای بی سره


